روایت عاشقانه های یك زائر مازندرانی، قسمت دوم

آرزوی رسیدن به حسین خستگی ندارد

آرزوی رسیدن به حسین خستگی ندارد

شمال برگ: زوار در راه همگی انسان های پولادین، عاشق و با هدف و مشتاق و مصمم به دیدار معشوق بودند، گویی آنقدر در ولع دیدار یار و معشوقی می روند كه دیگر تاب و تحمل فراق و دوری خیلی مشكل و كشنده شده است بدین سبب زخم و تاول پا، درد استخوان و مفاصل و عضله ها، كفتگی بدن، بی خوابی، حرارت آفتاب، عرق سوز شدن و عرق كردن ها، هیچ مدلول و مفهوم و مانعی نداشت.


آن پیر و معمار كبیر نهضت و انقلاب اسلامی ایران، این كد را چه زیبا فرمود كه"راه قدس از كربلا می گذرد"و حالا بعد گذشت چند دهه انقلاب، روزگار آن كد موفقیت جهان اسلام را رمز گشایی كرده است البته راستش دشمنان اسلام و مسلمین این خواب را كاملا بارها دیده و تعبیرش هم كردند و در نتیجه مدت هاست كه سخت در رعب و وحشت قرار گرفتند.
به گزارش شمال برگ به نقل از ایسنا، هر روز كابوس می بیند و هر روز توطئه های شیطانی طراحی و اجرا می كنند كه یكی از آنها پروژه ۷ هزار میلیارد دلاری خلق داعش به صورت وحشتناك است اما برابر وعده های الهی، دشمنان اسلام به ویژه یزید زمان امروز روزگار كه تمام قد و با بكارگیری تمامی امكانات لشكریان شیطانی و كفر توطئه خاموشی جریان های اسلامی فروگذار نمی كند.
بزودی پیش از حركت و اقدام عملیاتی لشكر الهی فاتح اربعینی با بیرق قمر بنی هاشمی از كربلا، با دست خود و با رعب و وحشت از بلاد اشغال شده جهان اسلام فرار و قدس شریف و حرمین شرفین به آغوش جهان اسلام برخواهد گشت و مسلمین زمینه ظهور را آماده خواهند كرد، باذن الله تعالی.

خوشا آنان كه كه دائم در نمازند
اكثر زائران، كوله به دوش و در حین راه در این سحرگاهان، لب به ذكر و نماز هستند یعنی به هر سمت و سو و به هر پیر زن و به هر كودك، جوان، نوجوان و به هر خانواده همراه با بچه ها و به هر زائر و به هر موجود و حتی به گوسفندان، گاوها و شتران نذری و به هر در و دیوار و سنگ كلوخ و ذرات آسفالت، به هر موكب و موكب دار نگاه می شد، آنها در یك حال و وضع استثنایی و متفاوت بودند، گویی همه موجودات لب به ذكر، هوشیار، صبور، آسمانی و ماورایی هستند.


آه چه توفیق عظیم و نعمت بزرگ الهی در دیدن این همه لشكر عاشق میلیونی دیوانه و مست و نجیب در این بیابان عجیب و پرماجرا..
برای نفس گرفتن و پیدا كردن هم گروه ها، در زیر عمودها با شماره های از قبل تعیین شده، نشسته و فرصتی زیبا دست می داد تا بهتر به نظاره و تماشای حال و هوا و احساس لشكریان اربعینی در حال حركت روبه روی چشمانم بپردازم، چقدر زیبایی و غرور، چقدر مستی، شادابی، متانت، ادب، نورانیت، ذاكر بودن و چقدر تسبیح بدست های ذاكر در راه، از پیر و جوان و نوجوان و زن و مرد را یك جا در انواع سطوح سنی و اجتماعی، ملیت، قوم و قبیله و گروه ها می توانی ببینی.
واقعا همه آنها را امیدوار و جدی در ضمن طریق تا كسب دیدار و وصال یار و معشوق می بینی، به نظر در این رابطه عاشقانه، عاشقی دو طرفه است یعنی معشوق هم عاشق تر از هر عاشقی بر وصال است.
به خداوندی خدا، هیچ جای عالم این جنس عشقبازی و جنون با این حجم و تعداد چند ده میلیونی قابل كشف و تماشا نیست. حقیر امروز باوجود محدودیت زمانی همراهی با اعضای تیم در رسیدن بموقع، در سر قرار عمودها، توانستم ده ها قطعه و صحنه ماورایی و بی نظیر از گوشه های این سفر، عكس و فیلم ها تهیه كنم.
كه می توان برای هریك از آنها، كتاب ها و مطالب های عاشقانه نوشت و غزل های زیبا سرود و دیوان ها خلق كرد و صد افسوس كه جای حافظ، سعدی، فردوسی، مولوی و شهریارها در حادثه حماسی و عرفانی خالیست تا مستانه سما كنند و شعرها بسرایند و دیوان ها خلق كنند.
كنجكاوانه در حین سفر، چندبار با دوربین و با نگاه ویژه، دنبال شكار و ضبط حداقل یك مورد از نگرانی، اخم، چالش، دعوا و عصبانیت بودم كه حسرتش در دلم ماند و موفق نشدم كوچكترین موردی از زائر و میزبانان پیدا كنم.

كنجكاوانه در حین سفر، چندبار با دوربین و با نگاه ویژه، دنبال شكار و ضبط حداقل یك مورد از نگرانی، اخم، چالش، دعوا و عصبانیت بودم كه حسرتش در دلم ماند و موفق نشدم كوچكترین موردی از زائر و میزبانان پیدا كنم.
آنچه دیده می شد، مادری شجاع و محجبه و چادری، با چند كودك قد و نیم قد كه تعدای پیاده همراهش و تعدادی در ویلچرش اما ذاكر و مصمم و با وقار، در جمع خروشان، جوانی با مادری فلج و ضعیفه و بیمار در ویلجر نشسته اما مست و لبخند زنان و مفتخر و مودب و خوشحال از توفیق عظیم در محبت و رضایتمندی مادر سالخورده آرزومند زیارت امام شهید غریب در كربلا، آن طرف تر جوانی معلول و تك پا با عصای معجزه آسا و استوار و مصمم در حال پشت سر گذاشتن عمودها و مسابقه شرف و عشقبازی به بقیه، جوان عروس دامادی با نوزاد چند روزه نذری و هدیه گرفته از سفر اربعین پارینه شان در لابلای این حجم عظیم جمعیت و این خاك و خطر كه مغرورانه در پاسخ پرسش نسجیده ام"چرا نمی ترسید و این نوزاد چندروزه معصوم را آوردید"گفت این هدیه آسمانی اربعین پارینه است كه بعد چند سال انتظار دریافت كردیم و الان این نوزاد را آوردیم تا در این سفر اربعین واكسیناسیون كرده و نذر نماییم كه از یاران فرزند نازنینش شود.
در حین راه دیدم دركنارم یك پیرزنی از عشایر عراقی، با دو گوسفند بزرگ و كوچك، آرام و آموزش دیده مودب و فهیم كه در گردن آن بزرگتر طنابی بسته كه انتهایش به یك جعبه پرتغال مانند پراز وسایل صاحبش متصل است، از او اجازه گرفتم تا عكس و فیلم بگیرم، خندید و با لحجه خاص عربی رضایت داد و بعد عكس به كمك یكی از دوستان گفتم آیا این را در كربلا برای زوار قربانی می كنی؟
منظورم این بود به یكی از این موكب ها تحویل داده شود و یكصد كیلومتر این زبان بسته ها را راه نبرد. دیدم زن عشایر با ژستی عجیب گفت"لا لا ذبح" نه اینها را قربانی نمی نماییم بلكه این ها بعنوان اربعینی بعنوان بركات عظیم به گله هایمان برگردانده می شوند و حضورشان در هر گله ای بركت به همراه دارد چونكه اربعین سراسر بركت و رحمت عظیم است.
حالا علت حضور قوچ ها و گوسفندان در همراه زوار در راهپیمایی را متوجه شدم. بعد در دلم آرام و بی صدا گفتم خداوند به حضور گوسفند در این اربعین بركت می دهد به وجود انسان های عاشق خلیفه اللهی بركت نمی دهد، اگر بركت می دهد پس بزودی بركات زیبای آنرا در جهان اسلام باید دید.


ادامه دارد..
دلنوشته از سیدرمضان موسوی، اتوبان نجف به كربلا عمود ۲۸۷ موكب فاطمه الزهرا قائمشهر




منبع:

1398/07/28
13:16:26
5.0 / 5
28
تگهای خبر: زمین , سفر , نور
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۷ بعلاوه ۵