عضو هیئت علمی دانشگاه مازندران مطرح كرد

غلبه هژمونی مردانه در سیستم تالیفات كتب درسی

غلبه هژمونی مردانه در سیستم تالیفات كتب درسی

به گزارش شمال برگ مازندران عضو هیئت علمی گروه علوم اجتماعی دانشگاه مازندران اظهار داشت: این واقعیت اساسی تایید شده است كه تفوق مطلق جنس مذكر اصولا معطوف به مفروضات و گزاره هایی است كه پیشاپیش پذیرفته شده و قطعی تلقی می شوند و می توان در نالیفات كتب درسی آنرا به وضوح دید.



یعقوب فروتن در گفت و گو با ایسنا، اظهار نمود: طی یافته های پژوهش بازنمایی پروسه جامعه پذیری و شکل گیری هویت های دینی، ملی و قومی با تاکید بر نقش عنصر جنسیت و جایگاه سیستم های آموزشی، این واقعیت اساسی تایید شده است که تفوق مطلق جنس مذکر اصولا معطوف به مفروضات و گزاره هایی است که پیشاپیش پذیرفته شده و قطعی تلقی می شوند.

وی اضافه کرد: برمبنای آنها نقش های جنسیتی متفاوت برای مردان و زنان در فرهنگ و اقتصاد خانواده و جامعه شکل یافته و سازماندهی می شوند و چنین باورهایی را بوسیله مکانیسم های گوناگون جامعه پذیری خصوصاً سیستم های آموزشی و رسانه ای در جامعه تقویت و نهادینه می کنند.

عضو هیئت علمی گروه علوم اجتماعی دانشگاه مازندران با اعلان اینکه با مطالعه سه الگوی جنسیتی، یک الگوی غالب تحت عنوان"الگوی غلبه ی مردانه"استنباط شده است، اظهار داشت: بیش از دو سوم اسامی و تصاویر افراد و واژه های کلیدی در کتب درسی، جنس مذکر را بازنمایی می کنند، نکته بمراتب مهم تر مربوط به ارتباط تنگاتنگ بین بازتولید الگوی غلبه مردانه و تعداد کل فراوانی های مربوط است.

وی اضافه کرد: بر این پایه، هرچه تعداد کل فراوانی های مربوط به اسامی، تصاویر و واژه های کلیدی در کتب درسی بیشتر باشد، می توان فرض کرد که یکی از سه حالت زیر رخ دهد.

فروتن فرض اول را بر پایه الگوی تساوی جنسیتی بیان کرد به این معنا که، تعداد اسامی و تصاویر و واژه ای کلیدی بطور کمابیش مساوی و با اختلاف ناچیز، به دو جنس مرد و زن تخصیص یابد.

عضوهیئت علمی گروه علوم اجتماعی دانشگاه مازندران فرض دوم را، الگوی غلبه زنانه دانست و تصریح کرد: در این موارد، جنس مؤنث بطور برجسته تر و بارزتری بازنمایی شود و نهایتا فرض سوم نیز ناظر بر بازنمایی پررنگ تر و برجسته تر جنس مذکر یا همان الگوی غلبه مردانه است.

وی اشاره کرد: مطابق نتایج این تحقیق، نه فقط در تمامی این موارد فقط فرض سوم تحقق یافته و دو فرض دیگر به هیچ وجه بازنمایی نشده اند، بلکه نکته مهم تر این است که هر چه بر تعداد کل فراوانی های مربوط به اسامی و تصاویرمردان و زنان و واژه های کلیدی جنس مذکر و مؤنث در کتب درسی افزوده می شود، الگوی "غلبه ی مردانه" (فرض سوم) بطور مشهودتر و محسوس تری باز تولید می شود.

عضوهیئت علمی گروه علوم اجتماعی دانشگاه مازندران اظهار داشت: این امر نشان دهنده ی این واقعیت است که بازتولید الگوی "غلبه ی مردانه" در سیستم آموزشی نمی تواند بعنوان یک امر "اتفاقی و تصادفی" تلقی گردد بلکه یک "امر مفروض و قطعی" است.

وی اضافه کرد: به همین جهت است که هر چه ظرفیت و قابلیت بیشتری برای بازنمایی تفاوت های جنسیتی( بوسیله افزایش تعداد کل فراوانی های مربوط به اسامی و تصاویر مردان و زنان و واژه های کلیدی جنس مذکر و مؤنث) فراهم می آید، الگوی "غلبه مردانه" نیز فرصت می یابد تا بطور پررنگ تر و برجسته تری به معرض نمایش گذاشته شود.

فروتن اشاره کرد: در چنین شرایطی دو فرض دیگر (الگوی تساوی جنسیتی و الگوی غلبه زنانه) کاملا متأثراز الگوی "غلبه مردانه" قرارمی گیرند.

عضوهیئت علمی گروه علوم اجتماعی دانشگاه مازندران در مورد چگونگی بازنمایی مناسبات بین مذهب و جنسیت اشاره کرد: بااینکه غلبه اسامی مذهبی در تمامی کتب درسی مورد مطالعه مشهود است، اما مطالعه تفصیلی این مساله بر پایه ی جنسیت یعنی( مذهبی بودن اسامی مردان و زنان) نشان دهنده دو الگوی کاملا متفاوت است؛در الگوی اول، غلبه مذهب بر اسامی زنان کمتر از اسامی مردان است.

وی اضافه کرد: این الگو، هم در کتب دینی دوره ابتدایی و هم در سایر کتب درسی تمامی دوره های تحصیلی غالب است.

فروتن اشاره کرد: در الگوی دوم، برعکس، مذهب غلبه بیشتری بر اسامی زنان دارد تا بر اسامی مردان و این الگو منحصراً در کتب دینی دوره های تحصیلی بالاتر (راهنمایی و متوسطه) حاکم است.

عضوهیئت علمی گروه علوم اجتماعی دانشگاه مازندران با اعلان اینکه الگوهای کمابیش مشابه درباره چگونگی بازنمایی پوشش و حجاب زنان نیز مشاهده شده است، اشاره کرد: مطابق نتایج این تحقیق، "چادر"به عنوان شکل غالب پوشش و حجاب زنان در کتب دینی دوره های تحصیلی بالاتر (راهنمایی و متوسطه) است، در صورتیکه "مقنعه و مانتو" بعنوان شکل غالب پوشش و حجاب زنان هم در کتب دینی دوره ابتدایی هم در سایر کتب درسی تمامی دوره های تحصیلی بازنمایی شده است.

فروتن با اشاره به اینکه، این نتایج به وضوح نشان می دهند که درباب چگونگی بازنمایی مناسبات بین مذهب و جنسیت، نه یک الگوی واحد بلکه الگوهای مختلفی وجود دارد، اظهار داشت: به عبارت دیگر، الگوهای ناظر بر چگونگی بازنمایی مناسبات بین مذهب و جنسیت بوسیله سیستم آموزشی بطور مدلول داری تابعی از یک متغیّر بمراتب مهم تر (یعنی، سنین مخاطبین اصلی این کتاب ها) است.

وی اشاره کرد: آنگاه که مخاطبین کم سن و سال (دانش آموزان دبستانی) هستند، غلبه مذهب بر مؤلفه های جنسیتی ملایم تر و خفیف تر است، اما آنگاه که سن مخاطبین افزایش می یابد، غلبه مذهب برجنسیت نیز شدت می گیرد و با دقت و حساسیت بیشتری به مؤلفه های جنسیتی پرداخته می شود.

عضوهیئت علمی گروه علوم اجتماعی دانشگاه مازندران اظهار داشت: بالتبع زنان عمدتاً در چارچوب اسامی مذهبی و پوشش کامل تر (یعنی چادر) در کتب دینی بازتولید می شوند.

فروتن در مورد ابعاد جنسیتی در رابطه با بازنمایی هویت ملی بیان کرد: مطابق نتایج پژوهش انجام شده، الگوهای جنسیتی ناظر بر بازنمایی هویت ملی بوسیله سیستم آموزشی را می توان منطبق با نتایج مطالعات هایو (۱۸۸۳ )در سه کشور آمریکای لاتین (مکزیک، آرژانتین، پرو) تبیین و تحلیل کرد.

وی اظهار داشت: در منابع آموزشی آنها، مفهوم "ملت" در چارچوب یک سیمای زنانه به تصویر کشیده شده و بر همین اساس، محافظت از آن نیز بعنوان یک مسئولیت مردانه بازنمایی شده است.

فروتن با اعلان اینکه در کتب درسی ایران، زنان بیش از مردان در چارچوب هویت ملی بازنمایی شده اند، اشاره کرد: به طوریکه نسبت بانوانی که در چارچوب هویت ملی در این منابع آموزشی بازنمایی شده اند (اعم از اسامی و تصاویر زنان با هویت ملی ایرانی)، بمراتب بیش از نسبت مشابه مردان است.

وی اضافه کرد: در عوض، آنگاه که هویت غیر ملی و غیر ایرانی در این منابع آموزشی انعکاس می یابد، این امر بیشتر بعنوان یک مسئولیت مردانه در قبال محافظت از سیمای زنانه ملت تلقی می گردد و بر همین اساس، افرادی که با هویت های غیرملی و غیرایرانی در این منابع آموزشی بازنمایی شده اند، بیشتر جنس مرد هستند تا جنس زن؛ نسبت مردانی که در چارچوب هویت های غیرملی و غیر ایرانی در کتب درسی بازنمایی شده اند (اعم از تصاویر و اسامی فرنگی و عربی)، بطور چشمگیری بیش از نسبت مشابه آن برای زنان است.

استادیار علوم اجتماعی دانشگاه مازندران در آخر با اشاره به اینکه، این بخش از یافته های تحقیق یادآورهمان فرهنگ مصطلح ایرانی موسوم به "مام وطن" است که به وضوح بوسیله سیستم آموزشی نیز بازتولید شده است، اضافه کرد: در نهایت، این الگوها و نتایج تحقیق ناظر بر ابعاد جنسیتی بازنمایی هویت ملی را می توان بعنوان شواهد تجربی و پژوهشی جدید در امتداد مبانی اصلی نظریه جامعه پذیری در خصوص بازنمایی انتظارات اجتماعی و استانداردهای فرهنگی بوسیله منابع و مکانیسم های جامعه پذیری مانند سیستم های آموزشی و رسانه ای تلقی نمود.





منبع:

1399/06/23
22:13:29
5.0 / 5
137
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۴ بعلاوه ۳